محمود سلطانی : کارشناس و مشاور امور محیط زیست

وبلاگ شخصی در بردارنده مقالات ، مطالب و اطلاعات حرفه ای در زمینه محیط زیست و منابع طبیعی

محمود سلطانی : کارشناس و مشاور امور محیط زیست

وبلاگ شخصی در بردارنده مقالات ، مطالب و اطلاعات حرفه ای در زمینه محیط زیست و منابع طبیعی

پاسخ فعالان زیست محیطی اصفهان به جمعی از فعالان زیست محیطی خوزستان

باسمه تعالی

نامه تنی چند از فعالان خوزستان را دیدیم و قلبمان آکنده از افسوس و دریغ گشت. کسانی که در این نامه از دفاع مقدس مردم ایران در برابر ددمنشان تاریخ گواه گرفتند، از «خیابان‌های پر از شهید خرمشهر، و از میان خون مظلومیت کوچه خاکی‌هایی که ردپای هشت سال غیرتشان در جای جای تاریخ و خاطرات ایران بزرگ تا ابد باقی خواهد ماند» یاد کردند. از «کرانه‌های بغض بهمن‌شیر و نخل‌هایی که سرشان را در قمار با مردانگیشان باختند که حالا ما بر سر هر تپه‌ای شیپور و رقص پیروزی پرچم سه رنگ مقدسمان را به نظاره بنشینیم» ، و اینها را گواهی بر مظلومیت مردمانی از این خطه مظلوم در برابر «تمامیت خواهی دولتمردان و مردم اصفهان» دانستند که سرمایه‌های بومی مردم ایران را به یغما می برند. شهری که  «آقازاده‌ها و دولتمردانش سنگینی بار خود را به دوش خسته خوزستانی ها» تحمیل کرده اند. جملات پر از خشمی که در پایان به درخواست عدم انتقال آب سرشاخه های کارون به روی اصفهان ختم می شود. نویسندگان این طومار گویا ایثارگری های مردم اصفهان در هشت سال دفاع مقدس را در پس بغض و کینه از یاد برده اند. هنوز مدت زمان زیادی از آخرین تشییع باقیمانده های پیکر جگرگوشگان مردم اصفهان نمی گذرد. بقایایی که در کنار همرزمانشان جای گرفتند تا به ما یادآوری کنند زمانی که هدف، حفظ خاک وطن است، دیگر خوزستان و اصفهان دو استان غریبه نیستند، اینها همه جزیی از ایرانند که وقتی خوزستانش در چنگال دشمن غدار گرفتار می آید نوبت اصفهانی است که جانفشانی کند، نه به اندازه سهمش از جمعیت کشور که در آن صورت تعداد شهدای اصفهان به طرز حیرت آوری بیش از سایر استان ها و از جمله خوزستان نبود. منتی نیست، زیرا آن روزها صحبت از آب و نان نبود، ولی از کسانی که دولتمردان را با آقازاده ها یکسان می گیرند باید پرسید مگر مردم اصفهان کیانند؟ چند درصد از مهاجران شهرهای اهواز و آبادان و خرمشهر و دهها شهر و روستای خوزستان که در آن هنگامه آتش و ویرانی از دیار خود به اصفهان کوچ کردند و مهمان عزیز مردم اصفهان بودند و هستند، به موطن خود بازگشته اند؟ و مگر نه آنکه بسیاری از این مردم از استان های همجوار بویژه چهارمحال و بختیاری یعنی سرشاخه های کارون و زاینده رود به این دیار آمده اند. آیا اصفهانی های «تمامیت خواه» از آنان طلب آب کردند که اکنون برای گذر رودخانه خشک زاینده رود از دیارشان باید پاسخگوی مدعیان باشند؟ مردم اصفهان کسانی هستند که دو سوم فولاد، بیشترین میزان تولید بنزین، برق، مصالح ساختمانی و صدها کالای مورد نیاز کشور را تولید می کنند و یکبار هم نگفته اند فولاد ما، بنزین ما، برق ما، و.... در حالیکه نصیب آنها از این تولید تنها آلودگی، سرطان، ام اس و صدها بیماری جسمی و روحی دیگر است. آیا شایسته نیست که در این واویلای ناسپاسی به طبیعت، همه دوستداران محیط زیست به ریسمانی واحد چنگ زده و اصفهانی و خوزستانی در کنار هم، فکری به حال رودخانه های کارون و زاینده رود کنند؟ آن هم با منطق و دیدگاه های کارشناسی که در آن صورت همه فرهیختگان، از جای جای این مرز و بوم می توانند با تحلیل علل این وقایع تلخ، راهکارهای ممکن برای حل این مشکلات را جستجو نمایند، در اینجا لازم است برای تنویر افکار مردم فهیم و آزاده خوزستان آمار زیر ارائه گردد:

1- از مجموع 25 میلیارد متر مکعب منابع آب تجدید پذیر حوزه کارون بزرگ، ده میلیارد و چهارصد و پنجاه میلیون متر مکعب در 25 سد، قابل تنظیم است. در بهترین شرایط ترسالی مجموع آبی که توسط تونل های اول و دوم کوهرنگ و چشمه لنگان به حوضه آبخیز زاینده رود منتقل می گردد 700 میلیون متر مکعب است، یعنی 8/2 درصد منابع آب تجدید پذیر و 7/6 درصد آب قابل تنظیم توسط سدهای حوضه کارون. آیا علت کم آبی حال حاضر کارون این میزان برداشت است؟

2- آمارها نشان می دهد که از 700 میلیون متر مکعب آب منتقل شده از حوضه کارون به منطقه مرکزی کشور، در شرایط تر سالی حداقل 150 میلیون متر مکعب به مصرف صنعت می رسد، صنعتی که فولاد و انرژی کل کشور و نه فقط مردم اصفهان را تأمین می کند. همچنین حدود 75 میلیون متر مکعب به یزد منتقل می گردد. کاهش ورودی آب در شرایط خشکسالی، نظیر آنچه در سال های اخیر اتفاق افتاده کوچکترین خللی به این رقم (225 میلیون متر مکعب) وارد نمی کند و تنها مردم، بخصوص کشاورزان اصفهانی باید رنج کم آبی را به جان خسته خود بخرند. زاینده رود هم اکنون خشک است و آبی برای کشاورزی مردمان دارای حق آبه هزاران ساله این حوضه وجود ندارد. این امر نشانه این است که همان 700 میلیون متر مکعب روی کاغذ هم بطور کامل منتقل نشده است.

3- عدالت اجتماعی ایجاب می نماید که همه مردم کشور از حداقل امکانات زندگی برخوردار گردند. محرومیت، تنها نداشتن منزل مسکونی و اتومبیل نیست، بلکه سایر نیازهای زیستی انسان ها را نیز در بر می گیرد و در این میان مهمترین نیاز زیستی انسان پس از هوا، آب است. بررسی ها نشان می دهد که حوضه میانی زاینده رود با سرانه حدود 600 متر مکعب (آب قابل تجدید در سال به ازاء هر نفر)، از نظر معیارهای سازمان ملل در وضعیت بحران جدی قرار دارد. این در حالیست که سرانه آب کشور حدود سه برابر و سرانه آب حوضه کارون بزرگ، 9 برابر این میزان است، ولی ماجرا به همینجا ختم نمی گردد. ورودی آب حوضه زاینده رود به استان اصفهان دائما در حال کاهش است و این امر پیامدهای فاجعه باری برای کشاورزان این استان در پی داشته است. سطح زیر کشت محصولات آبی حوضه زاینده رود در  استان اصفهان به کمتر از نصف تقلیل پیدا کرده و کشاورزان آبرومند این منطقه را نیازمند کمک های کمیته امداد امام خمینی نموده است.

4- سال هاست که از طرف برخی از مسئولین و نمایندگان استان های خوزستان و چهامحال و بختیاری انتقادات شدیدی بدلیل کشت برنج متوجه کشاورزان اصفهانی می گردد. ایشان این نوع کشت را مغایر با الگوی کشت صحیح دانسته و آنرا نشانه بی برنامگی مدیران کشاورزی استان و یکی از دلایل اصلی کاهش و خشکی آب زاینده رود می دانند. این در حالی است که سطح زیر کشت برنج در استان اصفهان با سابقه چند صد ساله، در طی چند سال گذشته به کمتر از یک سوم تقلیل پیدا کرده و به 6 هزار هکتار رسیده است. از این مسئولین باید پرسید اگر کشت برنج در حوضه زاینده رود خطاست، افزایش دو برابری کشت برنج در استان خوزستان و افزایش20 درصدی تولید آن در استان چهارمحال و بختیاری نسبت به سال قبل چه توجیهی دارد؟ توضیح اینکه در سال زراعی 92-91، سطح زیر کشت این محصول در استان خوزستان 100 هزار هکتار بوده است و تبخیر بسیار زیاد از سطح این مزارع (تبخیر از سطح آزاد آب در مناطق گرم استان خوزستان تا 2 برابر استان اصفهان می باشد) مصرف آب ناشی از کشت برنج را در آن منطقه بسیار بالا می برد.  

5- دیدگاه استانی به مسائل ملی نظیر آب مشکلات زیاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایجاد می نماید. ایجاد نارضایتی به دلیل تبلیغات نادرست و تحریک احساسات مردم، پدیده نویی است که در ده سال اخیر تبعات زیانباری برای کشور در پی داشته است و در این میان مردم استان اصفهان بدلیل تصمیمات توسعه ای در سطح ملی، بخصوص در زمینه مسائل آب همواره مورد هجمه برخی از مسئولین استان های مجاور بوده اند. این تحرکات در استان اصفهان نیز می توانست اتفاق بیافتد، زیرا در حدود سه برابر آبی که در حال حاضر از سرشاخه های کارون به حوضه زاینده رود منتقل می شود، از منطقه سمیرم استان اصفهان خارج و به خوزستان وارد می گردد. لیکن مردم و مسئولین استان اصفهان پذیرای این تفرقه افکنی ها نیستند، کارون کم آب همان قدر برای مردم اصفهان تأسف بار است که زاینده رود خشک، ولی وضعیت زاینده رود در حال حاضر بمراتب غم بارتر از کارون است. در حال حاضر موجودی آب سد زاینده رود به 10 درصد حجم مخزن رسیده است. این بدان معناست که تا یکی دو ماه آینده حتی آبی برای شرب شهروندان اصفهانی باقی نمی ماند. آب کارون هم نتوانسته است زندگی را به زنده رود برگرداند، زیرا بخش زیادی از این آب، بدلیل برداشت های قانونی و غیر قانونی در بالادست حوزه، حتی به پشت سد زاینده رود هم نمی رسد و مقدار بیشتری در ادامه مسیر (بیشتر در استان چهارمحال و بختیاری) برداشت          می شود. این برداشت ها بوسیله پمپ و صرف مقادیر زیادی انرژی الکتریکی یارانه ای انجام می گردد و آب برداشت شده، جهت آبیاری باغ های تازه تأسیس در اراضی منابع طبیعی و در بسیاری از موارد در مناطق صخره ای فاقد پتانسیل تولیدی مورد استفاده قرار می گیرد.

6- در همین راستا پیشنهاد می گردد فعالان خوزستانی که بدنبال مقصر در کوچه پس کوچه های شهر اصفهان     می گردند، علت کم آبی کارون را در جای دیگر جستجو کنند. یافتن این علل نیز خیلی دشوار نیست، تقارن کم آبی کارون با آبگیری سدهای جدید در حوزه کارون بزرگ نظیرکارون 3 ، 4 و گتوند توهم نیست. درهمین زمان که موجودی آب سدها در کمترین میزان خود است و معترضین در شهر اهواز حلقه های انسانی به دور کارون تشکیل می دهند، موجودی آب شش سد مهم حوضه کارون بزرگ هشت میلیارد و هشتصدو بیست و شش میلیون متر مکعب است. با نگهداری آب در مخازن این سدها امکان افزایش صدها هزار هکتار اراضی کشاورزی در استان  خوزستان فراهم گشته است. همچنین سطح بسیار زیاد این مخازن، امکان تبخیر گسترده و نفوذ عمقی را افزایش داده است، به نحوی که میزان آن نزدیک به کل آب منتقل شده به حوضه زاینده رود است، علاوه بر این، یکی از اهداف احداث این سدها تولید برق آبی بویژه در مواقع کمبود تولید برق (بیشتر در زمستان به علت عدم امکان تأمین گاز برای نیروگاه های گازی) است. این امر موجب می گردد تا در سایر مواقع، نیاز آبی پایین دست سد بدلیل عدم رها سازی آب، تأمین نگردد. این همان توسعه ناپایداری است که گریبان دو استان اصفهان و خوزستان را گرفته است و نمونه مشابه آن در مورد دریاچه ارومیه بر همگان عیان است. ، بله، باید از خود بپرسیم مگر خشکی دریاچه ارومیه حاصل انتقال آب رودخانه های منتهی به آن به حوضه های دیگر بوده است؟

7- در نتیجه راه اندازی تونل بهشت آباد 580 میلیون متر مکعب به منطقه مرکزی کشور منتقل خواهد گردید. نصف این میزان در استان های یزد و کرمان  و بقیه در استان های اصفهان و چهارمحال و بختیاری مصرف خواهد شد. اگر این پروژه منجر به خشک شدن کارون شود، هیچ اصفهانی به انجام آن راضی نیست، بخصوص اگر این آب به مصرف صنایع آلاینده ای بیانجامد که نفس مردم این شهر را به شماره انداخته است. تشخیص تأثیر واقعی انجام این پروژه تنها با کار دقیق کارشناسی توسط متخصصین آب، کشاورزی، محیط زیست و مسائل اقتصادی و اجتماعی میسر است و لذا ما فعالان عرصه های اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی استان اصفهان تقاضا داریم که بجای تهمت زدن به یکدیگر زمینه برای بحث های کارشناسی بین متخصصین مربوطه فراهم گردد، همچنین از همه مسئولین ذیربط در وزارت نیرو، سازمان حفاظت محیط زیست و بخصوص رئیس جمهور محترم تقاضامندیم که با عمل به قانون و مقررات موجود نظیر قانون توزیع عادلانه آب، همچنین نگاه حوزه ای به مبحث مهم آب و نهایتا توجه به آمایش سرزمین در فعالیت های توسعه صنعت و کشاورزی، از بخشی نگری و رقابت ناسالم بین استان ها جلوگیری و زمینه پیشرفت و توسعه متوازن مناطق مختلف کشور با رعایت کلیه جنبه های زیست محیطی و عدالت اجتماعی فراهم گردد.

جمعیت حمایت از منابع طبیعی و محیط زیست پیام سبز                          

 جمعیت طبیعت یاران

جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست                                           

کانون خبرگان کشاورزی استان اصفهان

نظام صنفی کشاورزی استان اصفهان                                                       

کانون هماهنگی حمایتی تشکل های بخش کشاورزی استان اصفهان

توجه :  بیانیه جمعی از فعالان خوزستان در پست قبلی قابل ملاحظه است 

 

                                                                                                                  

فعالان خوزستانی خواهان توقف انتقال آب کارون

بیانیه تعدادی از فعالان خوزستانی در باره انتقال آب از حوضه کارون 

کد خبر: ۳۵۰۷۸۵

تاریخ انتشار: ۲۰ مهر ۱۳۹۲ - ۱۳:۲۴ - 12 October 2013

جمعی از فعالان عرصه‌های فرهنگی، هنری، محیط زیست، خبری خوزستان، طی نامه سرگشاده‌ای به رییس جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط زیست کشور، خواهان توقف طرح انتقال آب کارون به اصفهان، برای همیشه شدند.

به گزارش خبرنگار ایلنا از خوزستان، در متن این نامه که به امضای بیش از
۱۵۰ نفر از فعالان عرصه‌های مختلف در خوزستان رسیده، آمده است:
ما جمعی از از فرزندان کوچک جامعه فرهنگی، هنری و اجتماعی خوزستان بزرگ به نمایندگی از عرقِ نشسته بر جبین زنان و مردان شریف سرزمینمان خوزستان و از میان آفتاب و شرجی و نفت، سخن می‌گوییم. از خانه‌های بی‌نفت سرزمین نفت مسجد سلیمان، از میان سرفه‌های کارگران پالایشگاه و پتروشیمی ماهشهر و آبادان، از خیابان‌های پر از شهید خرمشهر، از سنگرهایی که هنوز بوی محمد جهان آرا را می‌دهند، از میان خون مظلومیت کوچه خاکی‌هایی که ردپای هشت سال غیرتشان در جای جای تاریخ و خاطرات ایران بزرگ تا ابد باقی خواهد ماند. از کرانه‌های بغض بهمن‌شیر و نخل‌هایی که سرشان را در قمار با مردانگیشان باختند که حالا ما بر سر هر تپه‌ای شیپور و رقص پیروزی پرچم سه رنگ مقدسمان را به نظاره بنشینیم.

ما جمعی کوچک از فعالین فرهنگی، هنری، اجتماعی، ورزشی و... جامعه پنج میلیونی خوزستان بزرگ، با گرد و غباری چند ساله نشسته بر شانه، با نفس‌های عاصی از آلودگی‌های سمی نفت و گاز و با داغ سربازان به خانه بازنگشته
ٔ نشسته بر جان مادرانمان از شما می‌خواهیم هر چه سریع‌تر پرونده انتقال آب کارون به زاینده رود که طرحی غیر کار‌شناسانه، بدون مطالعه و به دور از هرگونه منطق علمی برای انجام است را متوقف کنید که نتیجه‌ای جز خشکاندن ته ماندهٔ ناچیز خون رگ‌های سرزمینمان خوزستان نخواهد داشت و این با شرف مردان و زنان فارس و عرب و بختیاری با نفس‌هایی پر از گرد و غبار و آمونیاک دیگر طاقت تماشای مرگ کارون را نخواهند داشت.

ما چگونه می‌توانیم به تماشا بنشینیم به یغما رفتن و مرگ کارون خروشان و پر از بغض و خاطره‌مان را توسط هموطنان عزیز اصفهانی که خود چند لوله کوچک انتقال آب به کشاورزان یزدی را تاب نیاوردند و با بلدوزر و کلنگ جوابش را دادند؟ دولتمردان و مردم اصفهان تا کی می‌خواهند بر طبل تمامیت خواهی خود بر سرمایه‌های بومی مردم ایران بکوبند؟ تا کی باید مردم سرزمین ما قربانی سیاست ورزی‌هایی شوند که فقط به آبادانی چند شهر و استان خلاصه می‌شود؟ و خرمشهر قهرمان ما با ستاره ستاره شهید و سنگر به سنگر افتخار هنوز آب شرب نداشته باشد؟ تا کی شهروند خوزستانیِ فارق از ابتدایی‌ترین امکانات زندگی باید سنگینی بار شهرهای آقازاده‌ها و دولتمردان را به دوش خسته خود بکشد؟ اینجا‌‌ همان خوزستانی است که پاره تن ایران است و از این پاره تن هر روز جز زخم و درد و آلودگی نفت نصیب مردمش نمی‌شود.

آقای رئیس جمهور، آنقدر بغض داریم و آنقدر قلبمان از نامهربانی‌ها درد می‌کند که ذکر مصیبتش نه در وقت اندک شما خلاصه می‌شود و نه غرور همیشگی خون خوزستانی ما اجازه گلایه می‌دهد.

سرکار خانم معصومه ابتکار، مدیریت ارجمند سازمان حفاظت از محیط زیست، ما پسران و دختران خوزستان برای حفاظت از تک بازمانده‌های اکوسیستم و محیط زیست این زمین سوخته خواستار ورود هر چه سریع‌تر شما به این مساله و بسته شدن این پرونده یکبار برای همیشه هستیم.

جناب آقای دکتر حسن روحانی، ریاست محترم جمهور، ما جوانان و فعالان خوزستانی از شما رئیس جمهور همه مردم ایران با احترام درخواست داریم با «تدبیر» همیشگی خودتان اجازه خاموش شدن یکی از تک ستاره‌های «امید» زندگی در سرزمین ما خوزستان را ندهید.

که ما تا پای جان، سپر حفاظت از سرزمینمان را نگاه خواهیم داشت.

جمعی از هنرمندان، نویسندگان، فعالان مدنی، اجتماعی و محیط زیست خوزستان.

توجه : پاسخ گروهی از فعالان زیست محیطی اصفهان هم در پست بعدی قابل ملاحظه است


بیانیه جمعی از فعالان خوزستانی در باره انتقال آب حوضه کارون

فعالان خوزستانی خواهان توقف انتقال آب کارون

کد خبر: ۳۵۰۷۸۵

تاریخ انتشار: ۲۰ مهر ۱۳۹۲ - ۱۳:۲۴ - 12 October 2013

جمعی از فعالان عرصه‌های فرهنگی، هنری، محیط زیست، خبری خوزستان، طی نامه سرگشاده‌ای به رییس جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط زیست کشور، خواهان توقف طرح انتقال آب کارون به اصفهان، برای همیشه شدند.

به گزارش خبرنگار ایلنا از خوزستان، در متن این نامه که به امضای بیش از
۱۵۰ نفر از فعالان عرصه‌های مختلف در خوزستان رسیده، آمده است:
ما جمعی از از فرزندان کوچک جامعه فرهنگی، هنری و اجتماعی خوزستان بزرگ به نمایندگی از عرقِ نشسته بر جبین زنان و مردان شریف سرزمینمان خوزستان و از میان آفتاب و شرجی و نفت، سخن می‌گوییم. از خانه‌های بی‌نفت سرزمین نفت مسجد سلیمان، از میان سرفه‌های کارگران پالایشگاه و پتروشیمی ماهشهر و آبادان، از خیابان‌های پر از شهید خرمشهر، از سنگرهایی که هنوز بوی محمد جهان آرا را می‌دهند، از میان خون مظلومیت کوچه خاکی‌هایی که ردپای هشت سال غیرتشان در جای جای تاریخ و خاطرات ایران بزرگ تا ابد باقی خواهد ماند. از کرانه‌های بغض بهمن‌شیر و نخل‌هایی که سرشان را در قمار با مردانگیشان باختند که حالا ما بر سر هر تپه‌ای شیپور و رقص پیروزی پرچم سه رنگ مقدسمان را به نظاره بنشینیم.

ما جمعی کوچک از فعالین فرهنگی، هنری، اجتماعی، ورزشی و... جامعه پنج میلیونی خوزستان بزرگ، با گرد و غباری چند ساله نشسته بر شانه، با نفس‌های عاصی از آلودگی‌های سمی نفت و گاز و با داغ سربازان به خانه بازنگشته
ٔ نشسته بر جان مادرانمان از شما می‌خواهیم هر چه سریع‌تر پرونده انتقال آب کارون به زاینده رود که طرحی غیر کار‌شناسانه، بدون مطالعه و به دور از هرگونه منطق علمی برای انجام است را متوقف کنید که نتیجه‌ای جز خشکاندن ته ماندهٔ ناچیز خون رگ‌های سرزمینمان خوزستان نخواهد داشت و این با شرف مردان و زنان فارس و عرب و بختیاری با نفس‌هایی پر از گرد و غبار و آمونیاک دیگر طاقت تماشای مرگ کارون را نخواهند داشت.

ما چگونه می‌توانیم به تماشا بنشینیم به یغما رفتن و مرگ کارون خروشان و پر از بغض و خاطره‌مان را توسط هموطنان عزیز اصفهانی که خود چند لوله کوچک انتقال آب به کشاورزان یزدی را تاب نیاوردند و با بلدوزر و کلنگ جوابش را دادند؟ دولتمردان و مردم اصفهان تا کی می‌خواهند بر طبل تمامیت خواهی خود بر سرمایه‌های بومی مردم ایران بکوبند؟ تا کی باید مردم سرزمین ما قربانی سیاست ورزی‌هایی شوند که فقط به آبادانی چند شهر و استان خلاصه می‌شود؟ و خرمشهر قهرمان ما با ستاره ستاره شهید و سنگر به سنگر افتخار هنوز آب شرب نداشته باشد؟ تا کی شهروند خوزستانیِ فارق از ابتدایی‌ترین امکانات زندگی باید سنگینی بار شهرهای آقازاده‌ها و دولتمردان را به دوش خسته خود بکشد؟ اینجا‌‌ همان خوزستانی است که پاره تن ایران است و از این پاره تن هر روز جز زخم و درد و آلودگی نفت نصیب مردمش نمی‌شود.

آقای رئیس جمهور، آنقدر بغض داریم و آنقدر قلبمان از نامهربانی‌ها درد می‌کند که ذکر مصیبتش نه در وقت اندک شما خلاصه می‌شود و نه غرور همیشگی خون خوزستانی ما اجازه گلایه می‌دهد.

سرکار خانم معصومه ابتکار، مدیریت ارجمند سازمان حفاظت از محیط زیست، ما پسران و دختران خوزستان برای حفاظت از تک بازمانده‌های اکوسیستم و محیط زیست این زمین سوخته خواستار ورود هر چه سریع‌تر شما به این مساله و بسته شدن این پرونده یکبار برای همیشه هستیم.

جناب آقای دکتر حسن روحانی، ریاست محترم جمهور، ما جوانان و فعالان خوزستانی از شما رئیس جمهور همه مردم ایران با احترام درخواست داریم با «تدبیر» همیشگی خودتان اجازه خاموش شدن یکی از تک ستاره‌های «امید» زندگی در سرزمین ما خوزستان را ندهید.

که ما تا پای جان، سپر حفاظت از سرزمینمان را نگاه خواهیم داشت.

جمعی از هنرمندان، نویسندگان، فعالان مدنی، اجتماعی و محیط زیست خوزستان.

توجه : پاسخ جمعی از فعالان زیست محیطی اصفهان در پست بعدی ملاحظه بفرمایید


دادخواهی پاسدار طبیعت از زندان یاسوج

عاشقان محیط زیست ایران، غلامحسین را صدای خویش می پندارند که با مرگ او، صدای طبیعت مادر خاموش خواهد شد
 
غلامحسین خالدی محیط بان محکوم به اعدام منطقه حفاظت شده دنا در نامه ای از زندان مرکزی شهر یاسوج به معصومه ابتکار رئیس سازمان حفاظت محیط زیست از او خواسته کاری کند که جوانی اش در زندان یا پای چوبه دار تباه نشود. او در این نامه سرگشاده برای ابتکار و همکارانش از پشت میله های زندان یاسوج موفقیت او و نجات محیط زیست ایران را آرزو کرده است. 

نامه غلامحسین خالدی به این شرح است:

معاونت محترم رئیس جمهوری و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ایران
سرکار خانم دکتر معصومه ابتکار
سلام علیکم

افتخار حضور مجدد شما به ریاست سازمان حفاظت محیط زیست، آرزوی این سالهای ما بود. از پشت میله های سرد زندان مرکزی یاسوج سربلندی و موفقیت شما و نجات محیط زیست ایران را آرزو می کنم.

من«غلامحسین خالدی» فرزند علی زمان، ساکن روستای میمند از توابع بخش پاتاوه شهرستان دنا(استان کهگیلویه و بویراحمد)محیط بان منطقه حفاظت شده دنا که از تاریخ 25 تیر ماه سال 1389تاکنون به اتهام قتل مرحوم " محمد پایه گذار" در زندان مرکزی شهر یاسوج با قرار موقت بازداشت هستم.

اینجانب دارای یک سر عائله هستم. قبل و بعد از ورود به زندان، سه نفر از فرزندانم فوت نموده اند. پدر پیر و مریض احوالی دارم و همینطور مادری که نمی تواند راه برود. با هزاران بدبختی و مشقت زندگی می گذرانند. من در زندانم و از حقوق دریافتی خانواده ام و همچنین خانواده پدری ام امرار معاش می کنم. به علت بازداشت مشکلات شدید خانوادگی برایم پیش آمده؛ همسرم دچار ناراحتی قلبی شده و از ناحیه اعصاب درد و رنج می برد."نازنین" دخترم کلاس اول راهنمایی است، برای مدرسه اش هیچ کاری نتوانسته ام انجام بدهم، حتی در طول سال شاید سه بار آن‌هم 10 دقیقه او را دیده ام.

جهت اطلاع شما و مردم شریف ایران عرض می کنم، در انجام ماموریت به همراه سه نفر از همکارانم به ارتفاعات دنا اعزام شدیم. یکی از شکارچیان به طور ناخواسته در درگیری میان ماموران و شکارچیان که چهار نفر بودند، به قتل رسید... نظر به اینکه حاضرم در هر محکمه ای که صلاح بدانید، سوگند یاد کنم نقشی در قتل مرحوم نداشته ام و اگر همکاران نزد مرجع امنیتی - قانونی بازجویی می شدند اثبات می شد که چگونه و در چه شرایطی به قتل رسیده است.

سرکار خانم ابتکار!
هیچ دلیل و مدرکی و حتی اقرار هیچ فردی که بتواند اتهام را به اینجانب نسبت دهد در پرونده که هم اکنون در دادگاه کیفری می باشد، وجود ندارد و حسب شکایت اولیای دم علیه اینجانب با وجود اینکه هیچ گونه دلیل و مدرکی متقن قانونی و مستند علیه اینجانب مشهود نمی باشد، در زندان و محکوم شده ام.
دادگاه کیفری....حکم به قصاص بنده داده اند که البته شعبه محترم 27 دیوان عالی کشور به ایرادات دو صفحه ای بر قضاوت قضات،دادگاه کیفری قصاص را نقض نموده و پرونده را جهت رسیدگی مجدد و اثبات بیگناهی اینجانب به همان شعبه صادر کننده رای محکومیت قصاص اعاده نموده است.



لذا به استحضار می رساند،مشکلات شدید خانوادگی، نظیر نداشتن هیچ سرپناهی برای خانواده ام و بلاتکلیفی و اضطراب ناشی از زندان سه ساله، افسردگی شدیدی را برایم بوجود آورده و بیش از این تحمل این چهار دیواری و فشارهای عصبی و روحی و روانی را ندارم.
متاسفانه کم کاری مدیرکل اداره حفاظت محیط زیست استان کهگیلویه و بویراحمد و سهل انگاری نمایندگان حقوقی سازمان در طول این سه سال و نیم، باعث شده که حقوق اینجانب ضایع و در مدت بازداشت یعنی سه و سال چهار ماه بلاتکلیف باشم.

می خواهم به شما و همکاران و هموطنان دیگر هم بگویم یکی از همکاران دیگرم به نام اسعد تقی زاده حدود 5 سال و نیم است در این زندان تحمل حبس می نماید و با تمام فشارهای رسانه ای به هر نهادی که مراجعه نموده اند، با همه وعده مدیران استانی و کشوری تا کنون نتیجه ای عاید ایشان نشده است. تقاضا دارم ترتیبی اتخاذ شود تا مثل اسعد تقی زاده فراموش نشوم و عمر و جوانی ام در زندان و یا به ناحق بر چوبه دار تباه نشود و بتوانم به آغوش خانواده ام بر گردم.

غلامحسین خالدی
12 مهر 1392 بند نظام
زندان مرکزی یاسوج

برگزاری نشست سازمانهای مردم نهاد زیست محیطی در قمصر کاشان

نشست سازمانهای مردم نهاد زیست محیطی استان اصفهان در قمصر برگزار شد.

همزمان با بیستمین سالگرد فعالیت سازمانهای مردم نهاد زیست محیطی در استان اصفهان نشست اعضای هیأت مدیره این سازمانها با حضور مدیر کل حفاظت محیط زیست استان اصفهان برگزار گردید.

در بخش نخست این نشست نمایندگان هر سازمان ضمن بیان پیشینه فعالیت و عملکرد به ارائه دیدگاه های علمی و تجربی خود درباره مدیریت کلان محیط زیست استان و طرح معضلات زیست محیطی و راهکارهای برون رفت از آنها همچنین تبادل اطلاعات تخصصی در حوزه شهرستانهای محل سکونت خود پرداختند و در بخش دوم مدیر کل حفاظت محیط زیست استان اصفهان ضمن تقدیر از تلاشهای ارزشمند سازمانهای مردمی فعال در عرصه محیط زیست بویژه جمعیت کویر سبز کاشان به عنوان میزبان نشست، نقش این سازمانها را در توسعه فرهنگ زیست محیطی جوامع بخصوص در سطح استان مهم و مؤثر خواند و اظهار داشت اعضای سازمانهای مردم نهاد دوستدار محیط زیست به عنوان خانواده محیط زیست استان و بازوان پر توان مردمی در حفاظت از محیط زیست به شمار می آیند که باید برای توسعه کیفی بیشتر و نیز افزایش کمی این سازمانها در استان تلاش کنیم. ایشان خواستار زمینه سهولت در ایجاد اینگونه سازمان‌ها در شهرستانهای استان اصفهان از سوی فرمانداری ها شد.

در ادامه مهندس کیومرث کلانتری ضمن صحه گذاری بر نظریات کارشناسانه مطرح شده از سوی حاضران و تشریح وضعیت محیط زیست استان و یادآوری این نکته که هرگونه فعالیت صنعتی با تولید کالا و آلودگی همراه است، جلب مشارکت بین دستگاهی و فعالان صنعتی در راستای رساندن آنها به استانداردهای زیست محیطی مورد قبول را از جمله وظایف اداره کل حفاظت محیط زیست در این محور کاری خود دانست. وی مشکلات عمده فعلی محیط زیست را ناشی از تجمع صنایع در محدوده کوچکی از استان و عدم سوخت رسانی به نیروگاه های شهیدمحمد منتظری و اصفهان و کندی بهبود وضعیت در شرکت ذوب آهن، به دلیل اعمال تحریمها اعلام نمود و فعالسازی بیش از 60 واحد محیط زیست در مراکز بزرگ و متوسط صنعتی را از عوامل مهم مدیریت زیست محیطی صنایع،پایش و کاهش آلودگی ها برشمرد.

در این نشست که در سالن اجتماعات شهرداری قمصر برگزار شد رؤسای ادارات حفاظت محیط زیست شهرستانهای کاشان آران و بیدگل و نطنز و رؤسای واحد های مرتبط ستادی این اداره کل نیز حضور داشتند، مقرر شد نتایج مباحث حاضران تحت عنوان "بیانیه نشست سازمانهای مردم نهاد زیست محیطی استان اصفهان" توسط جمعیت پیام سبز جمع بندی و برای ارائه به اداره کل حفاظت محیط زیست استان اصفهان جهت طرح در شوراهای مرتبط استانی که با حضور معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست تشکیل خواهد شد، تهیه گردد.