فرازهایی از سخنرانی روز 3 شهریور ماه من
در سومین نشست تخصصی چالش ها مباحث نوین در مدیریت شهری - اصفهان
شهر امروز ، شهر فردا ، بسوی پایداری
سومین نشست تخصصی چالشها و مباحث نوین در مدیریت شهری
روز یک شنبه سوم شهریور ماه 1392 - پژوهشگاه شاخص پژوه اصفهان :
شهر ، از آسودگی تا آلودگی ؟
شهرها زمانی به عنوان محلی امن برای رسیدن انسان به آرامش و آسایش مطرح بودند، حال آنکه با افزایش جمعیت و آمیخته شدن کار و صنعت و فعالیت با محیط شهر ، آسایش و آرامش از شهرها رخت بربست.
با توسعه شهرها و تبدیل شدن آنها به شهرهای میلیونی و سپس ایجاد ابر شهرها امروزه 51 درصد از جمعیت جهان در یک درصد از سطح کره زمین زندگی میکنند که بسیاری از اتفاقات ناگواری که برای کره زمین اتفاق افتاده یا می افتد ناشی از همین امر است.
متاسفانه ما در یک چرخه معیوب زندگی میکنیم، ادامه داد: من در شهر اصفهان نمیتوانم از دوچرخه برای جابه جایی استفاده کنم زیرا شرایط امن برای استفاده از دوچرخه در این شهر ایجاد نشده است بنابراین به همان چرخه معیوب برمیگردم و در شهر دوچرخه سوراها، بناچار از خودروی شخصی استفاده میکنم.
شهر و محیط زیست
شهر در تعریف بوم شناسانه، یک اکوسیستم یا زیست بوم انسان ـ ساخت است که گردش ماده و انرژی در آن، فراتر از توان طبیعت است. محیط زیست شهرها در شرایط کنونی، بحرانی است . زمانی گفته می شد که بحران زیست محیطی در کمین شهرهاست در صورتی که در حال حاضر بسیاری از ما در متن بحران داریم بسر می بریم . محیط زیست بسیاری از کلانشهرها کاملا آلوده به انواع گازهای سمی است. گفته شده که یک روز تنفس در هوای آکنده از گازهای شهرهای بزرگی مانند مکزیکوسیتی و سائوپالو معادل استفاده از سی نخ سیگار است . در شهر لندن ، لیوان آبی که شما می نوشید هفت نفر قبل از شما آن را نوشیده اند . شهرها به کانون انواع بیماریها و ناهنجاریها تبدیل شده اند. بیش از 85 درصد زباله های جهان توسط 51 درصد از جخمعیت جهان در مراکز شهری تولید و در طبیعت رها می شوند. 75 درصسد از گازهای گلخانه ای در شهرها تولید می شود.
شهرها نسبت به محیط پیرامون خود از متوسط دمای بیشتری برخوردارند. تعداد و تنوع بیماریها در مراکز شهری بیشتر از روستاهاست . بسیاری از مراکز شهری با بحران باله روبرو هستند. در حالی که اصفهان یکی از شهرهایی است که کاملترین مدیریت چرخه زباله را در کشور دارد اما سالانه چه هزینهای صرف انتقال زبالهها به خارج از شهر میشود؟
افزایش جمعیت لگام گسیخته
جمعیت شهرها هر روز در حال افزایش است اما غربالگری و مدیریتی در این خصوص وجود ندارد و متاسفانه شهرها خاستگاه بسیاری از مشکلاتی هستند که در حال حاضر گریبانگیر کره زمین شده است.
اکولوژیستها از کلمه شهر متنفر هستند و شهرها اکوسیستمهای لوسی میدانند،: برای مثال در خشکسالیها برای تامین آب شهر، از آب کشاورزی کاسته میشود زیرا شهر یک اکوسیتم لوسی است که آب آن را برای ساعتی هم نمیشود قطع کرد.
از هفت شهر عشق تا هفت شهر آلوده کشور
در گذشته شهر نشینی با تمدن و فرهنگ آمیخته بود اما در حال حاضر با کدام عامل باید شهر را یک مکان مقدس نامید؟ پیشینان ما ساده میزیستند و به هفت شهر عشق میاندیشیدند و اکنون ما با بهترین امکانات و با صرف هزینههای زیاد نگران زندگی در هفت شهر آلوده در کشور هستیم . ما شهرهایی بوجود آورده ایم که گویا سیستمهای حکومتی هم توان مقابله با آن را ندارند.
با ایجاد هر کلانشهر، باری بر دوش طبیعت گذاشته می شود. ساخت سد و برداشت انبوه از ذخایر زمین موجب بر هم خوردن تعادل زمین میشود. مقالات متعددی نشان میدهد که در مکانهایی که سد احداث شده است زمینلرزهها پس از 10 سال شدت یافتهاند و هرجا برداشت ناگهانی از زمین شده است شاهد لغزش زمین بودهایم.
این واقعیت شهرهای امروز است که با پوست و استخوان خود آن را حس میکنیم و متاسفانه خودمان عامل آن هستیم،
مدیریت نادرست
در کشور ما و در شرایطی که بسیاری از منابع آب به فاضلاب تبدیل میشود، اجرای طرحهای انتقال آب حوضه به حوضه مطرح میشود، متاسفانه جامعه ما به یک جامعه دورریز تبدیل شده است که منابع طبیعی را تحت یک مدیرت خطی مصرف میکند و به غیر از آنچه که صرف حیاتش میشود بقیه را دور میریزد. این مدیرت خطی باید به مدیریت چرخشی تبدیل شود.
شهرهای آینده
زندگی، طبیعت، انسان، دانش و فناوری و مدیرت مولفههای به هم پیوسته هستند که میتواند بحران کنونی شهرها را رفع کنند،: ما ناگزیر از مدیریت زیست محیطی در شهرها هستیم.
خوشبختانه در سالهای اخیر اقداماتی از سوی مراکز دانشگاهی و بین المللی در زمینه مدیریت زیست محیطی در شهرها بعمل آمده و ما راهی جز اندیشیدن به پایداری نداریم.
ما در پایتخت و فرهنگ تمدن اسلامی زندگی میکنیم و سایر شهرها باید از آن الگو بگیرند اما متاسفانه با شرایط کنونی این شهر این مورد امکان پذیر نیست. اگر اصفهان زیبا است باید بیینیم این شهر به چه قیمتی زیبا شده است؟ هزینه ای باید برای بهبود زندگی و تعالی شهروندان صرف شود برای حمل زباله هزینه شده و می شود!
افسوس که آن یار سفرکرده ، ز ره نامده برگشت
زاینده رود بار دیگر قطع شد
سرانجام این قطع و وصل چه خواهد بود؟
چه باید کرد؟
محمود سلطانی
قطع چندباره زاینده رود غمآور قصة تلخی است که چنانچه پیشبینی میشد و وعید آن را نیز داده بودند یکبار دیگر روایت شد. واقعیت این است که در طبیعت آبراهههای زیادی هستند که بهپیروی از شرایط طبیعی منطقه، در مقاطعی از سال آب دارند و گاهی نیز به خشکرود تبدیل میشوند. اینها همان جریانهایی هستند که بهعنوان رودخانههای فصلی آنها را میشناسیم. چنین رودهایی با مشخصات و رفتار تثبیتشدهای که دارند، با محیط و شرایط پیرامون خود در کنش و واکنش هستند. کنش و واکنشهایی که طی سالهای دراز تنظیم و تثبیت گردیده است.
بهرهبرداران از رودهای فصلی نیز، اعم از جوامع انسانی و حیات وحش، با توجه به همین ویژگیها از این جریانهای آبی ناپیوسته سود میبرند و با آن زندگی میکنند. نه آبسالی و طغیان آنها آسیبی به جایی میرساند و نه قطع جریان آنها نظم طبیعت را بههم میزند و اجتماعات انسانی زیادی را متضرر میسازد.
قطع جریان رودخانهای به بزرگی و اهمیت زایندهرود، آنهم در موقعیتی حساس اما، بههر علتی که باشد، قصة پرغصه و غمباری است که متاسفانه در روزگار ما و به دست ما نگاشته و برای آیندگان به یادگار گذاشته شد.
آری، جمعیت در حال افزایش است. شیوة زندگی در حال دگرگونی است. شاخصهای بهداشتی تغییر یافته است. فعالیتهای خدماتی و صنعتی بر کشاورزی غلبه یافته است. مهاجرت جوامع انسانی به نقاط برخوردار همچنان ادامه دارد. توقعات جوامع افزایش یافته است. تعداد جمعیت تولید کننده نسبت به جوامع مصرف کننده رو به کاهش است. اینها معدودی از ویژگیهای اجتماعی و اقتصادی جمعیت کشور ماست . در مقابل، منابع طبیعی در حال کاهش یا تخریب است و عوامل اقلیمی نیز، در حال تغییر.
در چنین شرایطی، آنچه میتواند توازن بین جمعیت قزاینده و نیازهای متعدد و متنوع آن را با نهادههای طبیعی برقرار کند، برنامهریزی خردمندانه و براساس واقعیتهای موجود است که بنظر میرسد ما، چنانکه باید در این راستا حرکت نکردهایم.
برای نمونه، خشکسالی، که همة تنگناها و مشکلات موجود، به آن نسبت داده میشود، پدیدهای است که طی سالهای اخیر در دیگر نقاط جهان نیز اتفاق افتاده بدون این که پیامدهای چنین زیانبار و بیسابقهای که منجر به خشک شدن یک رودخانة بزرگ دایمی و برهم زده شدن شرایط اجتماعی و اقتصادی گسترهای بزرگ با صدها هزار نفر جمعیت در بارة آنها گزارش شده باشد.
در بارة علت خشکشدن رودخانهای با اهمیت زایندهرود، تاکنون نظریههای گوناگونی از سوی مدیران، کارشناسان و آگاهان ابراز شده که هر کدام بطور جداگانه و در جایگاه خود ممکن است قابل تأمل باشند اما آنچه کاملاً مغفول مانده، و منظور اصلی این نوشتار است، وجود نگاه بومشناختی ( اکولوژیک ) به پدیدههاست.
در اواخر دهة هفتاد که سازمان حفاظت محیطزیست موضوع قطع جریان آب زایندهرود به تالاب گاوخونی را، بهعنوان یک رخداد زیستمحیطی مهم و بیسابقه، به وزارت نیرو اعلام کرد معاون وقت امور آب این وزارتخانه اعلام کرد که سازمان حفاظت محیطزیست چنانچه دلسوز و خواستار حفظ گاوخونی میباشد باید آب بخرد و آن را بسوی این تالاب روانه سازد. در نگاه محدود آن مقام مسئول، زایندهرود، بهعنوان یک زیستبوم از ستیغ کوههای بختیاری (سرچشمه) تا پایینترین نقطة در تالاب گاوخونی (پایاب) بهراستی نمیگنجید. تلقی او، و مدیرانی مانند او از رودخانه، کانال از پیش ساخته شدهای است برای فروش کالایی بنام آب. کالایی که هیچ مسئولیت و یا ضمانتی هم در تولید آن ، نه دارند و نه احساس مینمایند.
واقعیت این است که هر زیستبومی ـ متشکل از آب، خاک، شرایط اقلیمی، موقعیت و مانند آن ـ مهیایی مشخص و محدودی برای پیدایی زیستمندان ـ اعم از گیاهان و جانوران ـ دارد. همة زیستبومهای موجود در جهان ( خشکی، آبی، کوچک یا بزرگ ) در شرایط طبیعی و بر همین پایه بوجود آمده و به چنان تکاملی رسیدهاند که توانستهاند موجود دیگری بنام انسان را نیز پذیرا شوند و نیازهای او را تأمین نمایند.
حوضة زایندهرود، با همة گستردگی که دارد، بدون شک دارای محدودیتهایی نیز بوده و هست که از نگاه برنامهریزان، دور مانده است. دلیل این ادعا هم، بارگزاری مستمر و لگام گسیختهای است که بویژه طی پنجاه سال گذشته در این حوضه صورت گرفته و ما در این زمان، شاهد پیامدهای ناگوار آن هستیم که یکی پس از دیگری آشکار میشوند.
قطع جریان زایندهرود و پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی آن، ذهن برخی مسئولان و کارشناسان را متوجه انتقال آب از حوضههای مجاور نموده است. این راهکار البته، برای حل مقطعی مشکلات موجود شاید اجتناب ناپذیر بنماید اما، واقعیت این است که توان یک منطقه، تنها و منحصر به وجود آب نیست. آب، در کنش و واکنش با دیگر عوامل طبیعی است که میتواند شرایط پیدایش یا تداوم حیات و نهایتاً معیشت پایدار را در یک منطقه پشتیبانی نمایند. بهعبارت دیگر، انتقال آب از مناطق دیگر به حوضة زایندهرود، در صورتی که انتظارات ما، همچنان نامحدود و خارج از ظرفیت قابل تحمل حوضه باشد، هرگز چارهساز نخواهد بود.
چه باید کرد؟ راهکارهای اصلی کداماند؟ این باز و بستهشدنهای جریان زایندهرود در پاییندست رودخانه به کجا خواهد انجامید؟ در بالادست این رودخانه چه میگذرد؟ کسانی که در سال 85 طرح استقلال امور آب استانها را دادند و باوجود هشدارهایی که به آنان داده شد آن را به تصویب رساندند اکنون کجایند و چه پاسخی در برابر مشکلات پیش رو دارند؟
در پاسخ چنین پرسشهایی آنچه نخست بهنظر میرسد این که برنامهریزان و تصمیمگیران چنانچه سلامت جوامع انسانی و پایداری زندگی آنان را مد نظر دارندـ که البته باید داشته باشند ـ نگاهشان به زایندهرود ـ بهطور اخص ـ و به سرزمین یا طبیعت ـ بهطور اعم ـ باید نگاه سیستمی و جامع باشد. چنین نگاهی است که به تهیه یا تعیین راهبرد توسعة منطقه ( حوضه ) منجر خواهد شد. راهبردی که مدیریت یکپارچة حوضه را در بر خواهد داشت. نوع و میزان کاربریهای مناسب حوضه را مشخص خواهد کرد. حقآبة بخشهای مختلف را مد نظر قرار خواهد داد. بارگزاری صنعتی و خدماتی را در منطقه محدود و مشخص خواهد کرد و در یک کلام، شدت پیامدهای بحران کنونی را کاهش داده و در درازمدت از وقوع فاجعه جلوگیری خواهد کرد. کار مدیریت زایندهرود از دلسوزی و ابراز احساسات گذشته است. این رودخانه، برنامهریز و مدیر میخواهد.
صنعت ، محیط زیست و توسعة پایدار
صنعت و اثرات آن بر محیط زیست
هدف صنعت، بهره برداری از منابع برای توسعه یعنی کسب درآمد بیشتر و تأمین رفاه اجتماعی برای همگان است. آشکار است که هر فرایند صنعتی، بهعلت مصرف انبوه مواد اولیه، آب و انرژی ، پسماندهایی را به صورت گاز ، ذرات، جامد یا مایع به محیطزیست تحمیل مینماید. تخلیة هر یک از این ترکیبات در محیطزیست – هوا ، آب و خاک - چنانچه فراتر از حد تعیین شده یا استاندارد باشد میتواند سلامت محیط و بهداشت عمومی را به مخاطره بیندازد. در آن صورت بخش قابل توجهی از درآمدی که از فعالیتهای صنعتی بهدست میآید - بصورت مستقیم یا غیرمستقیم ـ باید صرف پاکسازی محیط از آلودگیها و نیز درمان بیماریهای محیطی و بهبود شرایط بهداشتی شود که با اهداف توسعه مغایرت دارد.
الزامات قانونی
از این رو طی دهههای گذشته و بهدنبال بروز برخی مشکلات زیستمحیطی ناشی از زندگی صنعتی و ماشینی که موضوع محیط زیست را به صورت جدی مطرح ساخته و برای نخستین بار رهبران و سران کشورهای جهان را در شهر استکهلم (پایتخت سوئد) در سال 1972 گرد آورد قوانین ، مقررات و استانداردهای متعددی در سطوح جهانی ، منطقهای و ملی برای حفاظت از محیطزیست وضع و بهمورد اجرا گذارده شده است. هدف اصلی وضع قوانین و مقررات مربوط به الزام صاحبان فعالیتهای مختلف به کنترل آلایندهها نیز حفاظت از منابع و سرمایههایی است که سود آن همة افراد را شامل میگردد.
البته تعدادی از قوانین اولیة زیستمحیطی، مبتنی بر کنترل آلایندههای موجود و یا خودداری از فعالیتهایی بود که شیوه یا راهکارهای مشخصی برای کنترل آلایندههای آنها وجود نداشت، در صورتی که امروزه با پیشرفتهای شگرفی که در علوم و فناوری حاصل گردیده خوشبختانه کنترل فرایندهای صنعتی و کاهش میزان پسماندها بیش از گذشته امکان پذیر گردیده است.
کنترل آلایندهها و کاهش پسماندها البته مستلزم صرف هزینههایی است که باید از سوی تولیدکنندگان تأمین و پرداخت گردد. برخی صاحبان یا مدیران صنایع ، تحت تأثیر پندارهای پیشین ـ که منابع را بیپایان و آسیبناپذیر میدانست ـ هزینههای مربوط به کنترل آلایندههای حاصل از فعالیت خود را هزینههایی غیرضروری، اضافی، از دست رفته و تحمیلی میدانند حال آن که این کار ، از جنبههای مختلف ـ اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی ـ اقدامی مؤثر در راستای جلوگیری از هدررفت منابع طبیعی و سرمایههای مادی است. ضمن این که چنین هزینههایی، در تعدادی از فعالیتهای صنعتی، قابل برگشت میباشد.
نشانههای امید
امروزه اما، افزون بر قوانین و مقررات موجود و مرتبط، موضوع محیطزیست و حفاظت آن در برابر انواع آلایندهها، مورد توجه فزایندة بخش صنعت نیز قرار گرفته است. شاید مهمترین نشانة این حرکت در کشور ما را بتوان لحاظ کردن مهمترین مسائل زیست محیطی در اولویتهای نخست وزارت صنعت، معدن و تجارت دانست. این وزارتخانه به عنوان مهمترین دستگاه دولتی تصمیمگیر و اثرگذار در بخش صنعت، حتی دفتر مستقلی با عنوان « محیطزیست » را بمنظور تحقق اولویتهای مورد نظر و همچنین پیگیری مسائل زیستمحیطی مربوط به صنعت ایجاد کرده است. برای نمونه تعدادی از مهمترین اولویت های وزارت مزبور عبارتند از :
ـ توسعة تکنولوژی های سازگار با محیطزیست
ـ توسعة تکنولوژی های بازیافت مواد زاید صنعتی
ـ بهینه ساری راههای جایگزینی انرژی در صنایع موجود
ـ تقویت قطبها و شهرکهای صنعتی با هدف کنترل منابع آلاینده
ـ بهینه سازی مصرف آب در صنایع
ـ کسب دانش فنی طراحی و ساخت تجهیزات کنترل آلودگیها
تعداد قابل توجهی از واحدهای صنعتی کشور در بیش از سیصد شهرک صنعتی فعالیت دارند. سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران هم به عنوان مسئول ایجاد و توسعه شهرکهای صنعتی در کشور که با حداکثر توان خود در صدد توسعة هر چه بیشتر صنعت از طریق ساخت شهرکهای صنعتی جدید و توسعة شهرکهای صنعتی موجود میباشد، هدف گذاری خود را بر مبنای دستیابی به توسعة پایدار و همهجانبه بوده قرار داده و در برنامههای خود اعلام نموده که بدون حفظ محیطزیست، توسعة صنعتی ، توسعه تکبُعدی و ناپایدار خواهد بود. به همین جهت، سیاستهای کلی این سازمان در راستای دستیابی به توسعه پایدار عبارتند از :
- مکانیابی شهرکهای صنعتی با توجّه به ملاحظات زیستمحیطی
- انجام ارزیابی زیستمحیطی قبل از احداث شهرکهای صنعتی بالاتر از 100 هکتار
- استقرار و بهرهبرداری از سیستمهای مدیریت زیستمحیطی و تولید پاکتر
- تصفیه و استفاده مجدّد از فاضلاب واحدهای صنعتی مستقر در شهرکهای صنعتی
- پالایش و کنترل آلودگی هوا در شهرکهای صنعتی تا حدّ استانداردهای زیستمحیطی
- ایجاد سیستمهای مدیریت مواد زائد و بازیافت
- توسعه فضای سبز در داخل و اطراف شهرکهای صنعتی تا دستیابی به حدّ قابل قبول
مهمتر اینکه طی سالهای اخیر در برخی صنایع بزرگ، تمام یا بخشی از مسؤلیت پیگیری مسائل زیستمحیطی صنعت بر عهدة واحدی با عنوان « بهداشت ، ایمنی و محیطزیست » و یا دفتر محیطزیست گذاشته شده است.
ساز و کارهای تشویقی
از سوی سازمان حفاظت محیطزیست یعنی اصلی ترین سازمان مسئول پیگیری مسائل و مشکلات زیست محیطی کشور نیز، بویژه طی سالهای اخیر، برنامهها و ساز و کارهای تشویقی و تنبیهی متعددی را با هدف سازگار کردن فعالیتهای صنعتی با موضوع حفاظت محیطزیست به مرحلة اجرا در آمده که از مهمترین آنها، یکی طرح پایش مستمر فعالیتها و اقدامات زیستمحیطی واحدهای صنعتی و خدماتی ( هر سال چهار نوبت )، و دیگری، طرح بررسی و انتخاب سالانة تعدادی از واحدهای صنعتی به عنوان « صنعت سبز» است.
برای نمونه، طی سالهای اخیر از سوی بخش صنعت در استان اصفهان توجه زیادی به موضوع کنترل آلایندهها و حفظ محیطزیست گردیده و مبالغ چشمگیری نیز در این زمینه هزینه شده تا فعالیتهای صنعتی بیش از پیش با موضوع محیطزیست سازگار شود. تعدادی ازواحدهای صنعتی در این راستا چنان گام برداشتهاند که موفق به کسب عنوان« صنعت سبز » یا « صنعت برگزیدة سبز » شدهاند.
واحدهای چنین، از طریق صرفهجویی در مصرف منابع ( آب ، مواد اولیه ، انرژی )، کنترل آلایندهها، تصفیة کامل فاضلابها ، دفع اصولی پسماندها و اجرای برنامههای مشابه موفق به دریافت گواهینامة صنعت سبز از سازمان حفاظت محیط زیست گردیده اند. تعدادی از این واحدهای صنعتی عبارتند از : هواپیماسازی ایران (هسا)، پلیاکریل ایران، سپاهان باتری، صنایع مهماتسازی اصفهان، شیر پاستوریزة کاشان، صنایع غذایی آیدا، سیمان اصفهان ، سیمان سپاهان، صنایع هفتم تیر، نشاستة آردینه، شرکت گاز استان، شرکت تولید مواد اولیه الیاف مصنوعی (دی-ام-تی) ، کارخانه قند نقش جهان، صنایع چینی زرین ایران، گلتاش، فولاد آلیاژی و ایران ذوب.
همانگونه که ملاحظه می شود شماری از این واحدها جزو صنایع بزرگ با امکان آلودگی بسیار و زیانبار بودهاند که مدیریت آنها با درک شرایط کنونی، بهرهگیری از امکانات موجود، توجه خاص به موضوع کنترل و کاهش آلایندهها و دستیابی به استانداردهای موجود، موفق به رفع مشکلات زیستمحیطی و کسب عنوان صنعت سبز یا صنعت پاک شدهاند.
استان اصفهان در شمار مناطقی از کشور قرار دارد که تقریبا در همة زمینه ها پیشتاز بوده است. هم اکنون تعداد زیادی از صنایع بزرگ ، قدیمی و آلایندة محیط زیست در این استان فعالیت دارند که منافع آنها به خزانة دولت واریز گردیده و یا مستقیما در مناطقی بجز اصفهان هزینه می شود اما آلودگی و مزاحمتهای آنها به محیط و مردم این سامان تحمیل می شود.
همانگونه که پیش از این اشاره شد امروزه و با گذشت زمان کنترل آلایندهها و غلبه بر مشکلات زیستمحیطی، همانند گذشته، ناممکن نیست.
فواید کنترل آلودگی
مطالعات انجام شده در 500 واحد صنعتی ( قدیمی و جدید با فناوریهای برتر) نشان داده که پیشگیری از آلودگی میتواند منافع متعددی برای این واحدها داشته باشد. از جملة این منافع به موارد زیر میتوان اشاره نمود :
ـ صرفه جویی در تهیة مواد اولیه
ـ صرفهجویی در هزینههای مصرف انرژی
ـ صرفهجویی در هزینههای مربوط به تخلیة پسماندها
ـ کاهش هزینههای مربوط به پاکسازی و دفع پسماندها
ـ کاهش گرفتاریهای مرسوم
ـ کاهش هزینههای بهرهوری و نگهداری سیستم
ـ کاهش هزینههای مربوط به مخاطراتی که نیروی انسانی و محیط کار را تهدید میکند
ـ کاهش هزینههای مربوط به بیمه
ـ افزایش کیفیت محصول
صنعت، صنعت سازگار با محیطزیست
با توجه به نقش انکارناشدنی صنعت در پیشرفت جوامع، خاطر نشان میسازد که دستیابی به توسعة پایدار ممکن نخواهد بود جز این که فعالیتهای صنعتی در هر مقیاس ( جهانی، منطقهای، ملی و محلی ) با محیط زیست سازگار گردند. منظور از صنعت سازگار با محیط زیست صنعتی است که :
- در محل مناسب استقرار یابد.
- از مواد اولیة مرغوب با تولید حداقل پسماند استفاده نماید
- از انرژی پاک و کنترل آلاینده های هوا استفاده نماید
- حداقل آب را استفاده کرده، فاضلابهای تولیدی را نیز تصفیه و بازیافت کند
- قوانین و استانداردها را رعایت کند
- عموم کارکنان در خصوص ضرورت توجه به موضوع محیطزیست آموزش دیده باشند.
خطوط راهنما کداماند؟
در پایان، بیمناسبت نیست تعدادی از خطوط راهنمای اصلی برای فرایندهای صنعتی پایدار معرفی می شوند:
ـ استفاده از فناوریهای بدون پسماند یا با پسماند کم
ـ افزایش عمر محصولات
ـ تولید محصولات به روز
ـ بازیافت و استفاده مجدد از مواد
ـ استفاده از ترکیبهای سمی فقط در شرایط ناگزیر و غیرقابل جایگزین
ـ توجه به مدیریت تلفیقی پسماندها
صنعت ، محیط زیست و توسعة پایدار
صنعت و اثرات آن بر محیط زیست
هدف صنعت، بهره برداری از منابع برای توسعه یعنی کسب درآمد بیشتر و تأمین رفاه اجتماعی برای همگان است. آشکار است که هر فرایند صنعتی، بهعلت مصرف انبوه مواد اولیه، آب و انرژی ، پسماندهایی را به صورت گاز ، ذرات، جامد یا مایع به محیطزیست تحمیل مینماید. تخلیة هر یک از این ترکیبات در محیطزیست – هوا ، آب و خاک - چنانچه فراتر از حد تعیین شده یا استاندارد باشد میتواند سلامت محیط و بهداشت عمومی را به مخاطره بیندازد. در آن صورت بخش قابل توجهی از درآمدی که از فعالیتهای صنعتی بهدست میآید - بصورت مستقیم یا غیرمستقیم ـ باید صرف پاکسازی محیط از آلودگیها و نیز درمان بیماریهای محیطی و بهبود شرایط بهداشتی شود که با اهداف توسعه مغایرت دارد.
الزامات قانونی
از این رو طی دهههای گذشته و بهدنبال بروز برخی مشکلات زیستمحیطی ناشی از زندگی صنعتی و ماشینی که موضوع محیط زیست را به صورت جدی مطرح ساخته و برای نخستین بار رهبران و سران کشورهای جهان را در شهر استکهلم (پایتخت سوئد) در سال 1972 گرد آورد قوانین ، مقررات و استانداردهای متعددی در سطوح جهانی ، منطقهای و ملی برای حفاظت از محیطزیست وضع و بهمورد اجرا گذارده شده است. هدف اصلی وضع قوانین و مقررات مربوط به الزام صاحبان فعالیتهای مختلف به کنترل آلایندهها نیز حفاظت از منابع و سرمایههایی است که سود آن همة افراد را شامل میگردد.
البته تعدادی از قوانین اولیة زیستمحیطی، مبتنی بر کنترل آلایندههای موجود و یا خودداری از فعالیتهایی بود که شیوه یا راهکارهای مشخصی برای کنترل آلایندههای آنها وجود نداشت، در صورتی که امروزه با پیشرفتهای شگرفی که در علوم و فناوری حاصل گردیده خوشبختانه کنترل فرایندهای صنعتی و کاهش میزان پسماندها بیش از گذشته امکان پذیر گردیده است.
کنترل آلایندهها و کاهش پسماندها البته مستلزم صرف هزینههایی است که باید از سوی تولیدکنندگان تأمین و پرداخت گردد. برخی صاحبان یا مدیران صنایع ، تحت تأثیر پندارهای پیشین ـ که منابع را بیپایان و آسیبناپذیر میدانست ـ هزینههای مربوط به کنترل آلایندههای حاصل از فعالیت خود را هزینههایی غیرضروری، اضافی، از دست رفته و تحمیلی میدانند حال آن که این کار ، از جنبههای مختلف ـ اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی ـ اقدامی مؤثر در راستای جلوگیری از هدررفت منابع طبیعی و سرمایههای مادی است. ضمن این که چنین هزینههایی، در تعدادی از فعالیتهای صنعتی، قابل برگشت میباشد.
نشانههای امید
امروزه اما، افزون بر قوانین و مقررات موجود و مرتبط، موضوع محیطزیست و حفاظت آن در برابر انواع آلایندهها، مورد توجه فزایندة بخش صنعت نیز قرار گرفته است. شاید مهمترین نشانة این حرکت در کشور ما را بتوان لحاظ کردن مهمترین مسائل زیست محیطی در اولویتهای نخست وزارت صنعت، معدن و تجارت دانست. این وزارتخانه به عنوان مهمترین دستگاه دولتی تصمیمگیر و اثرگذار در بخش صنعت، حتی دفتر مستقلی با عنوان « محیطزیست » را بمنظور تحقق اولویتهای مورد نظر و همچنین پیگیری مسائل زیستمحیطی مربوط به صنعت ایجاد کرده است. برای نمونه تعدادی از مهمترین اولویت های وزارت مزبور عبارتند از :
ـ توسعة تکنولوژی های سازگار با محیطزیست
ـ توسعة تکنولوژی های بازیافت مواد زاید صنعتی
ـ بهینه ساری راههای جایگزینی انرژی در صنایع موجود
ـ تقویت قطبها و شهرکهای صنعتی با هدف کنترل منابع آلاینده
ـ بهینه سازی مصرف آب در صنایع
ـ کسب دانش فنی طراحی و ساخت تجهیزات کنترل آلودگیها
تعداد قابل توجهی از واحدهای صنعتی کشور در بیش از سیصد شهرک صنعتی فعالیت دارند. سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران هم به عنوان مسئول ایجاد و توسعه شهرکهای صنعتی در کشور که با حداکثر توان خود در صدد توسعة هر چه بیشتر صنعت از طریق ساخت شهرکهای صنعتی جدید و توسعة شهرکهای صنعتی موجود میباشد، هدف گذاری خود را بر مبنای دستیابی به توسعة پایدار و همهجانبه بوده قرار داده و در برنامههای خود اعلام نموده که بدون حفظ محیطزیست، توسعة صنعتی ، توسعه تکبُعدی و ناپایدار خواهد بود. به همین جهت، سیاستهای کلی این سازمان در راستای دستیابی به توسعه پایدار عبارتند از :
- مکانیابی شهرکهای صنعتی با توجّه به ملاحظات زیستمحیطی
- انجام ارزیابی زیستمحیطی قبل از احداث شهرکهای صنعتی بالاتر از 100 هکتار
- استقرار و بهرهبرداری از سیستمهای مدیریت زیستمحیطی و تولید پاکتر
- تصفیه و استفاده مجدّد از فاضلاب واحدهای صنعتی مستقر در شهرکهای صنعتی
- پالایش و کنترل آلودگی هوا در شهرکهای صنعتی تا حدّ استانداردهای زیستمحیطی
- ایجاد سیستمهای مدیریت مواد زائد و بازیافت
- توسعه فضای سبز در داخل و اطراف شهرکهای صنعتی تا دستیابی به حدّ قابل قبول
مهمتر اینکه طی سالهای اخیر در برخی صنایع بزرگ، تمام یا بخشی از مسؤلیت پیگیری مسائل زیستمحیطی صنعت بر عهدة واحدی با عنوان « بهداشت ، ایمنی و محیطزیست » و یا دفتر محیطزیست گذاشته شده است.
ساز و کارهای تشویقی
از سوی سازمان حفاظت محیطزیست یعنی اصلی ترین سازمان مسئول پیگیری مسائل و مشکلات زیست محیطی کشور نیز، بویژه طی سالهای اخیر، برنامهها و ساز و کارهای تشویقی و تنبیهی متعددی را با هدف سازگار کردن فعالیتهای صنعتی با موضوع حفاظت محیطزیست به مرحلة اجرا در آمده که از مهمترین آنها، یکی طرح پایش مستمر فعالیتها و اقدامات زیستمحیطی واحدهای صنعتی و خدماتی ( هر سال چهار نوبت )، و دیگری، طرح بررسی و انتخاب سالانة تعدادی از واحدهای صنعتی به عنوان « صنعت سبز» است.
برای نمونه، طی سالهای اخیر از سوی بخش صنعت در استان اصفهان توجه زیادی به موضوع کنترل آلایندهها و حفظ محیطزیست گردیده و مبالغ چشمگیری نیز در این زمینه هزینه شده تا فعالیتهای صنعتی بیش از پیش با موضوع محیطزیست سازگار شود. تعدادی ازواحدهای صنعتی در این راستا چنان گام برداشتهاند که موفق به کسب عنوان« صنعت سبز » یا « صنعت برگزیدة سبز » شدهاند.
واحدهای چنین، از طریق صرفهجویی در مصرف منابع ( آب ، مواد اولیه ، انرژی )، کنترل آلایندهها، تصفیة کامل فاضلابها ، دفع اصولی پسماندها و اجرای برنامههای مشابه موفق به دریافت گواهینامة صنعت سبز از سازمان حفاظت محیط زیست گردیده اند. تعدادی از این واحدهای صنعتی عبارتند از : هواپیماسازی ایران (هسا)، پلیاکریل ایران، سپاهان باتری، صنایع مهماتسازی اصفهان، شیر پاستوریزة کاشان، صنایع غذایی آیدا، سیمان اصفهان ، سیمان سپاهان، صنایع هفتم تیر، نشاستة آردینه، شرکت گاز استان، شرکت تولید مواد اولیه الیاف مصنوعی (دی-ام-تی) ، کارخانه قند نقش جهان، صنایع چینی زرین ایران، گلتاش، فولاد آلیاژی و ایران ذوب.
همانگونه که ملاحظه می شود شماری از این واحدها جزو صنایع بزرگ با امکان آلودگی بسیار و زیانبار بودهاند که مدیریت آنها با درک شرایط کنونی، بهرهگیری از امکانات موجود، توجه خاص به موضوع کنترل و کاهش آلایندهها و دستیابی به استانداردهای موجود، موفق به رفع مشکلات زیستمحیطی و کسب عنوان صنعت سبز یا صنعت پاک شدهاند.
استان اصفهان در شمار مناطقی از کشور قرار دارد که تقریبا در همة زمینه ها پیشتاز بوده است. هم اکنون تعداد زیادی از صنایع بزرگ ، قدیمی و آلایندة محیط زیست در این استان فعالیت دارند که منافع آنها به خزانة دولت واریز گردیده و یا مستقیما در مناطقی بجز اصفهان هزینه می شود اما آلودگی و مزاحمتهای آنها به محیط و مردم این سامان تحمیل می شود.
همانگونه که پیش از این اشاره شد امروزه و با گذشت زمان کنترل آلایندهها و غلبه بر مشکلات زیستمحیطی، همانند گذشته، ناممکن نیست.
فواید کنترل آلودگی
مطالعات انجام شده در 500 واحد صنعتی ( قدیمی و جدید با فناوریهای برتر) نشان داده که پیشگیری از آلودگی میتواند منافع متعددی برای این واحدها داشته باشد. از جملة این منافع به موارد زیر میتوان اشاره نمود :
ـ صرفه جویی در تهیة مواد اولیه
ـ صرفهجویی در هزینههای مصرف انرژی
ـ صرفهجویی در هزینههای مربوط به تخلیة پسماندها
ـ کاهش هزینههای مربوط به پاکسازی و دفع پسماندها
ـ کاهش گرفتاریهای مرسوم
ـ کاهش هزینههای بهرهوری و نگهداری سیستم
ـ کاهش هزینههای مربوط به مخاطراتی که نیروی انسانی و محیط کار را تهدید میکند
ـ کاهش هزینههای مربوط به بیمه
ـ افزایش کیفیت محصول( از مراقبت از زمین صفحه 102 )
صنعت، صنعت سازگار با محیطزیست
با توجه به نقش انکارناشدنی صنعت در پیشرفت جوامع، خاطر نشان میسازد که دستیابی به توسعة پایدار ممکن نخواهد بود جز این که فعالیتهای صنعتی در هر مقیاس ( جهانی، منطقهای، ملی و محلی ) با محیط زیست سازگار گردند. منظور از صنعت سازگار با محیط زیست صنعتی است که :
- در محل مناسب استقرار یابد.
- از مواد اولیة مرغوب با تولید حداقل پسماند استفاده نماید
- از انرژی پاک و کنترل آلاینده های هوا استفاده نماید
- حداقل آب را استفاده کرده، فاضلابهای تولیدی را نیز تصفیه و بازیافت کند
- قوانین و استانداردها را رعایت کند
- عموم کارکنان در خصوص ضرورت توجه به موضوع محیطزیست آموزش دیده باشند.
خطوط راهنما کداماند؟
در پایان، بیمناسبت نیست تعدادی از خطوط راهنمای اصلی برای فرایندهای صنعتی پایدار معرفی می شوند:
ـ استفاده از فناوریهای بدون پسماند یا با پسماند کم
ـ افزایش عمر محصولات
ـ تولید محصولات به روز
ـ بازیافت و استفاده مجدد از مواد
ـ استفاده از ترکیبهای سمی فقط در شرایط ناگزیر و غیرقابل جایگزین
ـ توجه به مدیریت تلفیقی پسماندها
برگردان : محمود سلطانی
شرایط زیستمحیطی زیانبار برای انسان، به دو صورت « زیانهای زیستمحیطی » و « خطرهای زیستمحیطی » تعبیر میشوند که عواملی مانند کیفیت هوا ، کیفیت آب و آلایندههای ویژه را در بر میگیرد . زیانهای زیستمحیطی به عادتها و شیوة زندگی یعنی کشیدن سیگار ، بدغذایی و بیتجربگی مربوط میشوند . حتی مصرف نادرست یا خودسرانة دارو نیز میتواند یک زیان زیستمحیطی بشمار آید.
زیانهای بهـداشتی ناشی از آلـودگی محیطزیست را میتوان به دو دسـتة زیانهای « سنتی » و زیانهای « امروزین » تقسیمبندی کرد . دستة نخست ، بطور کلی از توسعهنیافتگی ناشی میشوند حال آن که زیانهای دستة دوم از الگوهای ناپایدار توسعه متوجه انسان میگردند .
زیانهای سنتی بهداشت محیط ، عامل اصلی بیماریهای هستند که در آینده متوجه بخش قابلتوجهی از جمعیت جهان خواهد شد و معمولاٌ ریشه در فقر و محرومیتهای اجتماعی دارند . اینها عبارتند از :
ـ آبهای آلوده به مواد زیستی
ـ فقر بهداشتی
ـ دود سیگار
ـ بیماریهای فراگیر ( مانند مالاریا )
ـ بهداشتینبودن مواد خوراکی
ـ و دفع غیربهداشتی زباله
زیانهای امروزین بهداشت محیط ، تقریباً بهشیوههای ناپایدار تولید و مصرف مربوط میشوند که عبارتند از :
ـ آلودگی هوا
ـ آلودگی آب و خاک
ـ استفادة نادرست از ترکیبهای شیمیایی
ـ مدیرت نامناسب دفع پسماندههای خطرناک
ـ تغییرات اقلیمی
ـ تهی شدن لایة ازن
ـ بارانهای اسیدی ناشی از مصرف سوختهای سنگوارهای
البته در کشورهای خیلی پیشرفتة صنعتی ، زیانهای زیستمحیطی دستة دوم معمولاٌ زیانهای دستة اول ( سنتی ) را نیز در بر میگیرند .
کیفیت محیطزیست کودکان ، شرایط زیستی نخستین سالهای زندگی و حتی فرایند پرورش جسمی و روانی آنان تحت تأثیر کامل رفتار پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده است . نزدیک به 40 درصد از مرگ و میر کودکان زیر 5 سال به بیماریهای تنفسی ، اسهال و مالاریا مربوط میشود که عامل بروز آنها ، مشکلات زیستمحیطی است . بطور کلی عامل اصلی بروز 23 درصد از بیماریها در جهان به شرایط زیستمحیطی مربوط میشود . 4/16 درصد از بیماریهای همهگیر ناشی از عوامل زیستمحیطی ، متوجه کودکان زیر 15 سال است .
این دسـته از بیمـاریهای زیستمحیطی کودکان کـه به کمک شاخصی به نام Disability- Adjusted Life Years یا سالهای زندگی معادل ناتوانی با مفهوم سالهای عمر از دست رفته بعلت ناتوانی و با عنوان اختصاری دالی ( DALY ) سنجیده میشود ، بیان کنندة این واقعیت است که دو سوم میزان ابتلا به بیماریهای ناشی از دالی ، ریشه در مشکلات زیستمحیطی دارند . بنابراین ، اقدامات مربوط به کاهش پیامدهای زیستی مستلزم توجه ویژه و کافی به بهداشت کودکان است .
مهمترین مشکلات زیستمحیطی کـودکان
علت اصلی بیماری و سوء تغذیة کودکان در جوامع در حال توسعه ناشی از فقر فزاینده و گستردهای است که در این جوامع جریان دارد . این پدیده ، همچنین عامل اصلی تخریب منابع طبیعی و محیطزیست در این جوامع است . در جوامع صنعتی ، فقر در مقیاس بسیار کوچک ، آنهم در مراکز شهری و البته با نتایجی همانند کشورهای در حال توسعه بروز میکند .
امروزه و در شرایطی که گردش مالی اقتصاد جهان بیش از 30 تریلیون دلار است ، 2/1 میلیارد نفر از ساکنان زمین ـ که نیمی از آنان را کودکان تشکیل میدهند ـ برای زندگی و بقای خود سهمی کمتر از یک دلار در روز داشته و شرایط بسیار دشواری را تحمل میکنند . حتی در داراترین کشورهای جهان هم ، از هر 6 کودک ، یکی در زیر خط فقر بسر میبرد .
برای نمونه ، منابع طبیعی در مناطقی که از نظر بومشناختی حساس هستند ـ مانند مناطق خشک و نیمهبیابانی ، نواحی پست و سیلگیر، زمینهای کوهستانی ، محلههای کثیف و شلوغ در شهرها و همچنین آلونکهای محل زندگی پناهندگان ـ بسیار محدود و شرایط زیستمحیطی در این مناطق بسیار سخت است . در این مناطق ، که معمولاٌ محل زندگی گروههای فقیر جامعه است ، گرفتاریهای مربوط به بیماریهای محیطی نیز در بیشترین میزان قرار دارد .
فقر ، کودکان را از حق پرورش تواناییهای بالقوة خود محروم میسازد . دوران کودکی ، دوران رشد و پرورش فزایندة انسان از نظر جسمی ، روانی و احساسی است . این دوران ، در عین حال ، دورانی است آسیبپذیر در برابر خطرهای زیستمحیطی که میتواند منجر به بیماری ، بروز مشکلات جسمی یا روانی شدید و حتی مرگ شود . فقر ، پدیدهای است که بهداشت و پرورش کودکان را در معرض این نوع خطرها قرار میدهد .
از سال 1980 تاکنون ، هم شکاف بین داراترین و فقیرترین جوامع جهان و هم نابرابریهای موجود در ملتها ، همواره بیشتر و بیشتر شده است . تنشهای موجود در داخل کشورها نیز به قوت خود باقی است .
منبع :
Children in The New Millennium , UNEP , WHO